تبليغاتX
این فـعـل های ربطی

این فـعـل های ربطی

کنج

 

سلام

 

 

 

دارم به این کنج نگاه میکنم

نه به آن جوراب مچاله ی بو گندو

 نه به خودم که ریخته است در آنجا

به خودم نه

به کنج

شاید به جورابی که ادعای مالکیتش را داری

 

من همینطور دارم به  کنج فکر می کنم

وتو از ذهنم پرت می شوی به همان نقطه

مرا بکش بیرون

 مچاله ام کن

بغلتانم به هر سمت تکراری

اصلا ببندم به توپ

به  چرخ و فلک

به جمجمه ی گرد ِخودت

 زمین غرق در بوی متفاوت جوراب است

نه  بستن یک سوتین گرد در اتاق پرو

 

فکر من در امتداد مسیر زمین می دود

 و تو ایستاده ای

در شهر

در پارک

اما وقتی در یک آلاچیق گرد به پیتزا تعارف شوی

شاید من عضو یک چرخه ی خیابانی شده باشم

که به هیچ کنجی مرتبط نیست

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مهر 1389ساعت 13:33  توسط سپیده مختاری  |